مهدى الهى قمشه اى

100

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

ترجمه : حد حكمت و معنى حقيقى آن اعراض از سراى فانى و اشتياق به عالم بقاء است . شرح : يعنى حكيم كسى است كه از همّت بلند و روح بزرگ دنيا و لذّات فانى آن را ناچيز داند و تمام توجّهش به عالم بقا باشد و شوق به وطن اصلى و سراى ابدى دائم او را به ياد آن عالم و به كار مناسب آن سراى جاويد بدارد تا به علم و عمل صالح و احسان و خدمت به خلق پردازد چنان كه حكماء اغلب و خصوص حكيم قدّوسى محقق طوسى چنين بود و عمرى همه را به علم و عمل و خدمت به خلق صرف مىكرد و مىفرمود : لذات دنيوى همه هيچ است نزد من * در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست روز تنعّم و شب عيش و طرب مرا * همچون شب مطالعه و روز درس نيست « رضوان اللّه عليه » كلمهء 3 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدّنيا و أعانك على الطّاعة « 1 » . ترجمه : بهترين كسى كه با او مصاحبت و رفاقت مىكنى آنكس است كه تو را مشتاق آخرت و متنفّر از دنيا گرداند . شرح : يعنى رفيق حقيقى و هم صحبت گرامى آنست كه به روح انسان كه از عالم

--> ( 1 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 173 ، س 11 ؛ و ط صيدا ، ص 125 ، س 19 ؛ و شرح آقا جمال خوانسارى ، ج 3 ، ص 436 ، ش 5030 . در همه مصادر ياد شده و نسخه خطّى غرر و درر كه در تصرّف راقم است صورت روايت بدين گونه است : « خير من صحبت من ولّهك بالأخرى و زهّدك فى الدنيا و أعانك على طاعة المولى » . و به مفاد مصاحبت ، عبارت بايد « خير من صاحبت » بوده باشد ، چنان كه در كلمه ديگر فرمود : « خير من صاحبت ذو و العلم و الحلم » كه همه مصادر مذكور بدين صورت‌اند ، و اين كلمه نيز در حرف خاء به لفظ « خير » از غرر و درر آمدى نقل شده است . قوله : « حافظ فرمايد « دريغ و درد . . . » معنى بيت اين نيست كه رفيق كيمياى سعادت است ، بلكه معنى آن اين است كه كيمياى سعادت رفيق و همراه من بوده و تاكنون بدان آگاهى نداشتم ، نظير اين بيت ديگرش : سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * و انچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد و ابيات بدين مفاد در ديوانش بسيار است .